کتاب نوشت

Name:
Location: Tehran, Iran
ايميل email
RSS

2006/03/31

نفرین ابدی بر خواننده این برگ ها - مانوئل پوییگ



نفرین ابدی بر خواننده این برگ ها
نویسنده: مانوئل پوییگ
مترجم: احمد گلشیری
نشر آفرینگان ( وابسته به نشر ققنوس )
چاپ اول 1379
1700 تومان
.
مانوئل پوییگ متولد 1932 در یکی از شهرهای کوچک و فقیر نشین آرژانتین است. در رشته ی فلسفه درس خواند و رشته ی سینما را در سینه سیتای رم در کنار همدرسانش "دسیکا" در رشته ی کارگردانی و "زاواتینی" در رشته ی فیلمنامه نویسی گذراند. پوییگ به چهار زبان در کنار اسپانیایی که زبان اصلی ی اوست آشنایی ی کامل داشت و داستان های کوتاه و رمان هایی را به این زبان ها نوشته است.
منبع الهام اکثر آثار او همان شهر و محله فلاکت بار دوران کودکی اش بود. با آن که سال های سال از آن جا دور بود اما همیشه نگاهی نوستالژی و منتقد به زادگاهش داشت. فقر و فلاکت، نبود روابط درست انسانی در کنارعشق به سینما که خود نیز دچارش بود از مقولاتی ست که در اکثر آثار او می توان نشانه هایی از آن ها سراغ گرفت.
آدم های آثار او خیالبافند. خیالبافانی که از این کار تنها برای فرار از زندگی ی دردناک خوداستفاده می کنند. آدم هایی که از برقراری ی یک رابطه ی درست انسانی عاجزند و به آزار یکدیگر می پردازند.
پوییگ نویسنده ای ست به واقع پست مدرن و مورد ستایش منتقدان ادبی ی دوران خود. او تمامی ی انواع ادبی را کنارگذاشته و از روش هایی منحصر به فرد در روایت داستان هایش استفاده کرد، حتی ازشیوه های غیر ادبی ی فیلمنامه نویسی. موجودیت راوی در آثار او کاملا حذف می شود. آثار او روایت هایی ست چند صدایی و کثرت گرا. همه چیز نسبی ست و قطعیتی در کار نیست. تنها تخیل شخصیت هاست که آزادانه به هر کجا پرواز میکند.
پوییگ نویسنده نابغه ای بود که درعرصه ادبیات جهان جایگاه به خصوصی برای خود کسب کرد. البته در ایران کمتر شناخته شده است و در حد اطلاع من، این کار تنها اثر ترجمه شده ی او به فارسی ست.
مانوئل پوییگ به سال 1990 در سن 58 سالگی جهان ما را ترک کرد. دنیای ادبیات از مرگ زود هنگام او از رمان ها و داستان کوتاه های خوب و پیشرویی محروم ماند.
نفرین ابدی بر خواننده این برگ ها که در دهه 1980 به چاپ رسید رمانی ست تماما ساخته و پرداخته ی دیالوگ، با حضور تنها دو شخصیت. پیرمرد، که نویسنده ای ست افلیج، جوانی را به استخدام گرفته تا از او مراقبت کند و او را با صندلی ی چرخ دار در شهر بگرداند. "رامیرز"، پیرمرد افلیج، علاقه عجیبی به آزار و اذیت "لری"ی جوان دارد. ذهن او را می کاود و عقده های او را پیش چشمش می آورد. اعتماد به نفس او را نابود می کند و از این کار لذت بسیار می برد. دیالوگ های آن ها گاهی تا مرز خیال می رود و مخاطب در می ماند که پیرمرد، "لری" را خیال می کند یا او واقعیت دارد. هر چه هست "لری" را تا مرز جنون می رساند. "لری" بارها به "رامیرز" اعتراض می کند و حتی سعی در گرفتن انتقام از او می کند، اما گویی اصلا تاثیری در حال پیرمرد ندارد، تا این که ... .
کتاب نفرین ابدی بر خواننده این برگ ها کتاب غریبی ست، با پایانی غریب. داستانی متشکل از دیالوگ، بین دو شخصیت، که تمامی ی کنش ها و واکنش ها، شخصیت پردازی ها، محیط و آدم های اطراف این شخصیت ها از دل همین دیالوگ ها بیرون می آیند. نویسنده قصد و عجله ای برای رمز گشایی در داستان ندارد. و شاید رازی هم در میان نباشد. دو نفر در کنار هم به بلوغ فکری می رسند و هر یک از دیگری در خلال یک جنگ دیالوگی، چیزی نصیب می برد. دیالوگ هایی که بسیار ظریف و استادانه نوشته شده است.
چند خط آغازین دیالوگ های شروع داستان، نه تنها مخاطب را به فضای داستان پرتاب می کنند بلکه او را با شخصیت هایی کاملا پرداخت شده و غریب مواجه می کند.
"
- این جا کجاست؟
- میدون واشنگتنه، آقای رامیرز.
- می دونم میدونه، اما واشنگتن شو نمی دونستم، جدی می گم.
- واشنگتن اسم یه آدمه، اولین رئیس جمهور امریکا.
- آره، شنیده م، ممنون.
- ... .
- واشنگتن ... .
- فکرشو نکنین، مهم نیس، آقای رامیرز. فقط یه اسمه، همین و بس.
- این جا مال اون بابا بوده؟
- خیر. فقط اسمشو رو این جا گذاشته ن.
- اسم شو؟
- بله. چرا این جوری نگام می کنین؟
- گفتی اسم شو رو این جا گذاشته ن؟
- ببین، اسم من لری یه. اسم شما هم رامیرزه. و واشنگتن هم اسم این میدونه، گوش می دین؟ اسم این میدون واشنگتنه.
- اینو که گفتی. چیزی رو که می خوام بدونم اینه که وقتی می گیم واشنگتن چه احساسی باید داشته باشیم؟
- ... .
- گفتی که اسم اهمیتی نداره. پس، به نظر تو، چی مهمه؟
- ببینین، چیزی که برای من مهمه معلوم نیس برای شما هم مهم باشه. نظرها فرق می کنه ... متوجه هستین؟
- پس بگو ببینم چه چیزی مهمه؟
- من پول می گیرم صندلی چرخ دار شما رو راه ببرم، نه این که عقیده مو نسبت به زندگی براتون شرح بدم.
"
کتاب نفرین ابدی بر خواننده این برگ ها ترجمه ی دقیق و پاکیزه ای دارد، با چاپی خوب و رسم الخطی درست. احمد گلشیری نه تنها مترجم دقیق و خوبی ست که سلیقه ی با ارزشی هم دارد. کتاب بسیار مهم و با ارزش "پدرو پارامو" را نیز او به خواننده ی فارسی شناساند.
خواندن کتاب نفرین ابدی بر خواننده این برگ ها به تمامی توام با لذت است
.

2006/03/28

آئورا - کارلوس فوئنتس



آئورا
نویسنده: کارلوس فوئنتس
مترجم: عبدالله کوثری
چاپ دوم 1379
نشر تندر
800 تومان
.
کارلوس فوئنتس متولد 1928 در مکزیکو سیتی پایتخت مکزیک است. پدرش دیپلمات بود و این امر باعث شد که در سانتیاگوی شیلی، بوینوس آیرس آرژانتین و واشینگتن آمریکا تحصیل کند. در فاصله ی سال های 1950 تا 1952 عضو هیئت نمایندگی ی مکزیک در سازمان جهانی ی کار ( ژنو ) بود. در 1954 به سمت معاون بخش مطبوعاتی ی وزارت امور خارجه مکزیک ، و سال بعد به سمت مسئول انتشارات فرهنگی ی دانشگاه منصوب شد. به سال 1957 با سمت سرپرست بخش روابط فرهنگی، دوباره به وزارت امور خارجه بازگشت. نخستین رمانش، "روشن ترین منطقه" را در سال 1958 منتشر کرد و از آن زمان تا کنون، او که در اروپا زندگی می کند آثار متعددی آفریده که اکثرشان به فارسی ترجمه شده اند.
آثار مهم:
آئورا، ترانوسترا، پوست انداختن، مرگ آرتمیو کروز، آسوده خاطر، سال هایی با لائورادیاس، اینس، گرینگوی پیر، سر هیدرا و ...
نگاه فوئنتس حول انقلاب مکزیک و آرمان های آن است که همه بدل به سرابی شدند. تاریخ و اسطوره را در راه کند و کاو درون انسان ها به کار می بندد و شخصیت هایش را از زوایای مختلفی نظاره می کند.
آئورا نخستین رمانی ست که فوئنتس از راه اسطوره شناسی به شخصیت های داستانش نظاره می کند. داستانی کم حجم ولی بی اندازه پر مغز. رمانی سراسر رویا و مالیخولیا که شخصیت ها در هم استحاله می شوند و هر یک به کشف خود از منظر دیگری می پردازد. هر کدام نیمه دیگر آن یکی می شود و هم به دنیای درون خود می رود. تمامی ی داستان گویی حول یک شخصیت است. شخصیتی که نیمه های دیگر وجود خود را به نظاره نشسته.
مقاله چگونه آئورا را نوشتم که پیوستی ست بر انتهای داستان، شرح کند و کاو شخصیتها، موقعیتها و حوادثی ست در زندگی ی نویسنده آن ها. کارلوس فوئنتس، دست به کشف قاره ای درون خود و داستانش می زند. چیزهایی که دیده ، کارهایی که کرده، کسانی را که با آن ها به گفت و گو نشسته و هر چیز دیگری را که باعث خلق شخصیتی یا حادثه ای در داستان شده برای خود و مخاطب توضیح می دهد. این مقاله گرچه جدای از داستان است ولی اهمیت و لذت خواندنش چیزی کم از خود داستان ندارد. در میزان اهمیت این مقاله همین بس که می توان رمان آئورا را دارای دو بخش دانست: 1- آئورا 2- آئورا را چگونه نوشتم. بخش اول سفری ست به اساطیر و افسانه ها، دیدار رویا ها و توهمات، و شراکت در کابوس شخصیت های داستان به گونه ای که همپای آن ها به کشف آن ها و خود می رسیم. و در بخش دوم با نویسنده پا به دنیای واقعی می گذاریم و شکل گیری ی هر کدام از شخصیت ها را از خلال حوادث زندگی فوئنتس به نظاره می نشینیم. و تازه این جاست که مفهوم آئورا بر ما آشکار می شود.
خواندن آئورا تجربه ی فوق العاده ای ست.

2006/03/23

سال نامه شرق 1384


سال نامه شرق ( ویژه تحولات سال 1384 )
برخاستن راست از دنده چپ
.
با مقالاتی از:
مسعود بهنود، علی اکبر ولایتی، ابراهیم یزدی، عمادالدین باقی، احمد بورقانی، ناصر فکوهی، محمد قوچانی، موسی غنی نژاد، سعید لیلاز، الهه کولایی، حمیدرضا جلایی پور، سید مصطفی تاج زاده، مصطفی معین، سعید حجاریان، علیرضا رجایی، هادی خانیکی، حبیب الله پیمان، تقی رحمانی، احمد زید آبادی، رضا علیجانی، سوسن شریعتی، احمد پورنجاتی، محمود دولت آبادی و ... ابراهیم گلستان و نویسندگان شرق
درباره:
محمود احمدی نژاد، هاشمی رفسنجانی، محمد تقی مصباح یزدی، عبدالکریم سروش، محمدرضا شجریان، محمدرضا لطفی، مهران مدیری، مرتضی ممیز، محمد باقر قالیباف، جعفر پناهی، ابراهیم گلستان، علی پروین، پل ریکور، ژان پل سارتر، اگنس هلر، سوئین برن، دیوید اتنبورو، آریل شارون، ... ، انتخابات ریاست جمهوری نهم، حقوق بشر در ایران و جهان، اقتصاد، رسانه و مطبوعات، سیاست خارجی، دمکراسی، احزاب، پرونده هسته ای ایران، حماس، افغانستان و عراق، آنفلوآنزای مرغی، سینما وتئاتر، ادبیات و هنر، علم، ورزش، عکس، کاریکاتور، ...
.
قصد معرفی ی نشریه را، در نوشتن دراین وبلاگ نداشتم. اما لذت مطالعه این سال نامه باعث شد تا قصد اولیه را فراموش، و در کنار کتاب ها، این سال نامه را نیز معرفی کنم.
با مطالعه سال نامه شرق ( و البته ویژه نامه نوروزی اعتماد ملی )، یاد روزهایی افتادم از اواخرسال 76 تا اوایل سال 79 که مطالب رادیوهای شبانه و پچ پچه های شایعه های مردم جای خود را به نشریه ها داده بودند. روزنامه ها و هفته نامه ها و ماهنامه های خواندنی آنقدر زیاد بود که پول کافی جهت خرید همه شان را به زحمت به دست می آوردیم. با ذوق و شوق روزی 10 تا 12 روزنامه می خریدم از ترس آن که مبادا مطلبی چاپ شود و من نخوانده باشم. از چپی و راستی، تا جوابیه ها را از دست ندهم. پنج شنبه ها در انتظار "عصر ما"ی آرمین و شنبه ها در صف خریدن "راه نو"ی گنجی و هر ماه در انتظار ماهنامه های سیاسی ای مانند پیام امروز. چقدر مطالب روز بود که باید خوانده می شد. یادشان گرامی.
سال نامه شرق به قدری مطالب خواندنی دارد که فرصت مطالعه کتابی را به من نداده. آنان که موفق به تهیه این سال نامه نشدند می توانند روی قول سردبیر شرق حساب کنند و تا نمایشگاه کتاب و مطبوعات صبر کنند.
اسامی ی نویسندگان و موضوعات مورد بحثی که به آن ها اشاره کرده ام آن قدر جذاب هستند که مطلب زیادی برای نوشتن باقی نمی ماند. تنها چند نکته.
تحولات یکساله جهان به قلم بهنود درباره مسلمانان یادداشت سردبیر در باب آرایش نیروهای سیاسی و چگونگی ی سر در آوردن راستی ها در انتخابات، زندگی نامه محمد تقی مصباح یزدی، گزارش تحلیلی ی نقض حقوق بشر در ایران و جهان از جمله؛ ابوغریب، گوانتامانو، اعتصاب کارکنان شرکت واحد و ضرب و شتم دراویش گنابادی، به قلم باقی، پیش بینی ی اقتصاد ایران در سال 1385، مقایسه ی 10 مورد تفاوت در دیپلماسی بین اصلاح طلبان و محافظه کاران، تحلیل انتخابات نهم ریاست جمهوری و شکست اصلاح طلبان، تحلیل روابط ایران و روسیه در رابطه با کشورهای تازه استقلال یافته ی همسایه ی آنانان نوشته متخصص این امر الهه کولایی، جست و جوی عامل اصلی ی اعتیاد در جامعه ی ایران، تحلیل توصیه های روشنفکران در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری ی نهم، ریشه های مخالفت مجلس با دولت احمدی نژاد، نگاهی به نوع روابط ایران با کشورهای خاورمیانه، اروپا، آمریکا و شرق جهان، روایت فیلترینگ اینترنت در ایران، نگاهی اجمالی به سوانح هوایی، آموزش و پرورش، شهرداری تهران، آلودگی ی هوای تهران، بحث فساد اقتصادی در سالی که گذشت، قسمتی از نامه به سیمین دانشور به قلم ابراهیم گلستان، سیاست خارجی دولت احمدی نژاد در چندین مقاله تحلیلی، بودجه 1385 در بوته نقد، نگاهی به تحولات خارجی در یک سال گذشته، نگاهی به سینما و تئاتر و ادبیات و هنر در سال 1384، مباحثی درباره روشنفکران ایرانی و تحلیلی از اندیشه های مصباح یزدی و سروش، نگاهی به نظرات فیلسوفان خارجی، معرفی ی برخی از کتاب های شاخص سال 1384، از مطالب خواندنی ی سال نامه شرق ( ویژه تحولات سال 1384 ) است.
امیدوارم این سال نامه را تهیه کرده باشید. وگر نه، امید وارم قوچانی روی قول خود که در آخرین شماره شرق در سال 84 داده بود، بایستد و تجدید چاپ سال نامه را در نمایشگاه کتاب و مطبوعات عرضه کند.

2006/03/16

گذران روز - ادبيات امروز آلمان


گذران روز
نویسندگان: یودیت هرمان، اینگو شولتسه، زیبیله برگ، یولیا فرانک
مترجم: محمود حسینی زاد
نشر ماهی
چاپ اول زمستان 1384
2000 تومان

.
مجموعه 15 داستان از نویسندگان امروز آلمان، که برخی از آنها در ایران کاملا ناشناخته اند. نویسندگانی خوب و تاثیر گذار، که مانند هموطنان شناخته شده ی خود در ایران ( کافکا، هسه، برشت، گراس، بل، مان و دیگران ) شیوه ای نوین در ادبیات آلمان خلق کرده اند.
چهار نویسنده ای که داستان هایشان در این کتاب ترجمه شده هیچ کدام بیش از 35 سال سن ندارند. اما در دنیای ادبیات امروز جهان چهره هایی کاملا شناخته شده اند. شولتسه وهرمان که جوایز ادبی ی بسیاری را از آن خود کرده اند به همراه برگ و فرانک از نویسندگان پر مخاطب ادبیات آلمان هستند.
آشنایی خوانندگان ایرانی با ادبیات روز آلمانی زبان رشته ای گسسته شده است. که با خواندن این کتاب می توان به خوبی به آن پی برد. چه مقدار نویسنده توانا که ما از وجود آنان بی اطلاعیم.
هرمان بیشتر به عشق می پردازد و فردیت آدم ها و هراسشان در ایجاد رابطه. ناتوانی در بر قراری ی رابطه از بزرگترین دغدغه های هرمان است که آن را با لحنی ابداعی پرداخت می کند. به همین دلیل است که منتقدان، او را (صدایی تازه در ادبیات آلمان ) می نامند.
شولتسه متاثر از نویسندگانی چون کارور و همینگوی است. رئالیستی توام با ایجاز و رمز و راز. در داستان های اولش آن جا که درباره وحدت آلمان دوپاره می نویسد، کاملا بدون احساسات اغراق آمیز است. به گونه ای که آثار او را سندی موثر از جمهوری دمکراتیک آلمان می دانند.
فرانک درباره تنهایی و پناه بردن به سکس و رابطه های جنسی ی بی حد و مرز و بی در و پیکر می نویسد. او در 8 سالگی 9 ماهی را در اردوگاهی گذرانده که صحنه ی رویداد رمان آخر او شده است.
برگ ژورنالیست است و قصه آدمهای او بیشتر حول محور روابط عاشقانه است. آدم هایی در پی خوشبختی، دوست یا همدم. جهان داستانی ی او کاملا غم انگیز است.

2006/03/10

تلقی فاشیستی از دین و حکومت - اکبر گنجی


تلقی فاشیستی از دین و حکومت
نویسنده: اکبر گنجی
چاپ یازدهم 1384
نشر طرح نو
5000 تومان
.
اکبر گنجی نویسنده و روزنامه نگار مطرح در داخل وخارج از ایران، تا پایان هفته جاری محکومیت 6 ساله اش به پایان رسیده و اگر پرونده تازه ای علیه او بازگشایی نشود، به آغوش خانواده اش باز می گردد.آزادی ی او نوید شادی بخشی برای حرکت اصلاحات و تمامی اصلاح طلبان ایران است.
اكبر گنجي آزاد شد. ( در پايان مطلب )
در مقاله کوتاهی با امضای : زندان اوین - اکبر گنجی - 13/12/1376، که در تاریخ 23/12/1376 در هفته نامه آبان به چاپ رسید، خود را این گونه معرفی می کند: "من به نسلی تعلق دارم که به آرمانهای آزادی، عدالت، جمهوریت، جامعه مدنی، حقوق بشر و ...اعتقاد دارد و حاضر است برای رسیدن بدانها جانفشانی کند."
به مناسبت پایان یافتن مدت محکومیت او، ازمیان کتابهایی که نوشته این کتاب را برای معرفی انتخاب کرده ام به 2 دلیل: 1- مباحث این کتاب مبنای اندیشه های گنجی در حرکت های سیاسی اش است. 2- ماجرای اولین بازداشت این روزنامه نگار بیان همین اندیشه ها بوده است. در ضمن چاپ یازدهم کتاب در سال 1384 که پس از وقفه ای پنج ساله صورت گرفته است را باید به دلایل بالا اضافه کرد. در معرفی ی کوتاه کتاب، مروری خلاصه ولی جامع از سیر وقایع زندگی ی او در عرصه فعالیت سیاسی اش، از خرداد76 تا مهر 84،ارائه داده ام. به مناسبت آشنایی ی بیشتر با او، آن هم هنگام آزادی اش. امید که قبول افتد.
هنوز یک ماه از دوم خرداد 1376و انتخاب محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهوری ی ایران نگذشته بود که ایراد یک سخنرانی به جنجالی تبدیل شد و دو طیف محافظه کار و اصلاح طلب را رو در روی هم قرار داد. سخنران جنجالی ی این مراسم بعد ها به جنجالی ترین روزنامه نگار ایرانی تبدیل شد. کسی که آتش خشم جناح مقابل را با هر مطلبی که مینوشت داغ تر و فروزان تر میکرد. در دوران انقلاب از جوانان انقلابی و پر شور بود و در دهه نخست جمهوری اسلامی علاوه بر تحصیل جامعه شناسی و فلسفه به کار در وزارت ارشاد وسپاه پرداخت. اما اینک در هیچ دسته بندی ی رایج سیاسی ایران جای نمی گیرد. محافظه کاران او را ضد انقلاب و جاسوس آمریکا می نامند و اصلاح طلبان گفته های او را بیش از حد تند، و به ضرر جنبش اصلاح طلبی می دانند و عده ای از ایرانیان خارج از کشور او را عنصری برای تبلیغات و خدمت به نظام معرفی می کنند.
سمینار بزرگداشت علی شریعتی در دانشکده علوم پزشکی شیراز، روز 30 خرداد 1376 ساعت 17:00 میزبان سخنران برنامه، اکبر گنجی، متولد 1338 در تهران محله نازی آباد و مدیر انتشارات صراط بود. نام سخنرانی شریعتی و فاشیسم بود (متن این سخنرانی و تمامی ی اسناد مربوط به این پرونده در کتاب تلقی فاشیستی از دین و حکومت موجود است.)
مدیران مسئول مسئول کیهان و صبح، و احمد نجابت (با امضای چند نماینده دیگر) شکواییه ای علیه گنجی به دادگاه تسلیم کرده و شعبه ی یک دادسرای انقلاب اسلامی در 15 آذر 1376، اکبر گنجی را احضار و سپس بازداشت نمود و در 14 اسفند 1376 پس از 3 ماه بازداشت او را در رابطه با اتهام اهانت به مقام معظم رهبری تبرئه کرده، ولی حکم به یک سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت در خصوص اتهام تشویش اذهان عمومی صادر نمود. حبسی که به مدت 5 سال تعلیق و در صورت ارتکاب بزه مشابه، محکومیت مزبور قطعی گردد. اکبر گنجی آزاد شد و شمشیر دامکلیوسی که بر بالای سرش گذاشته شده بود، او را نترسانید و سلسله مقالاتی در خصوص دین و حکومت، رابطه آنها و نوع نگاه به آنها از منظر هر کدام در نشریات اصلاح طلب و به خصوص راه نو به چاپ رساند.(تمامی ی این مقالات در کتاب مزبور موجود است.) هفته نامه ی راه نو اولین فعالیت جدی ی گنجی در عرصه ی عمومی بود که توسط خود او و با کمک دوستانش راه اندازی شد. تندترین و شجاع ترین نشریه ی زمان خود بود، و پس از 30 شماره به محاق توقیف رفت.
در پی قتل داریوش فروهر و همسرش پروانه، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده و بازداشت جمعی از افراد وزارت اطلاعات با اتهام دست داشتن در این قتل ها، و در پایان، اعلام خبر خودکشی ی سعید امامی در زندان، گنجی حیطه ی کاری ی خود را به این پرونده و افشای رازهای این قتل ها نمود. پس از مدتی دایره ی کاری ی خود را افزایش داد وتحقیق خود را شامل تمامی ی قتل های مرموز "دگر اندیشان" در سال های قبل نمود. با الهام از کتاب عالیجنبان خاکستری نوشته ویتالی شنتالیسکی ازمحفل طراحان قتل ها با عنوان تاریکخانه اشباح نام برد. طراحان قتل ها را عالیجنابان خاکستری و اجرا کننده آن را شاه کلید نامید. (کتاب تاریکخانه اشباح و کتاب عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری) عمادالدین باقی نیز همچون گنجی در این راه به روشنگری پرداخت.(ترازدی دمکراسی در ایران 1 و 2)
مقاله عالیجناب سرخپوش (صبح امروز 29 دی 1380)، در پی ی انتخابات مجلس ششم، که تیغ نقد را به سوی هاشمی رفسنجانی نشانه رفته بود، شروع سلسله مباحثی در نشریات شد که با راه نیافتن هاشمی به مجلس، بزرگترین پیروزی ی خبرنگاران اصلاح طلب محسوب شد. مقاله عالیجناب سرخپوش به حدی تند بود که برخی اصلاح طلبان هم چون مرتضی مردیها آن را به مصلحت اصلاح طلبی ندانست وبه بی پروایی و بی انصافی و بی دقتی ی نویسنده آن اعتراض کرد. عده ای دیگر نیز هم چون محمد قوچانی راه این نقد را به گونه ای دیگر ادامه دادند.(پدر خوانده و چپ های جوان ) وعده ای نیزهمچون عباس عبدی پا به پای گنجی، تند و برنده هاشمی را به نقد کشیدند.
سلسله مقالات اکبر گنجی در رابطه با قتل های زنجیره ای، موانع پیش روی دولت خاتمی، نقد روزنامه کیهان، صدا و سیما، قوه قضائیه، دولت هاشمی ، رابطه حکومت دینی و دمکراسی و غیره از پرطرفدارترین مقالات نشریات آن سالها بود. برخی از کتابهایی که از جمع آوری این مقالات تهیه شد تا 150000 نسخه به چاپ رسید ه اند.
3 اردیبهشت 1379 اکبر گنجی پس از بازگشت از آلمان و به اتهام شرکت در کنفرانس برلین بازداشت شد.هنگام ورود به زندان در حضور خبرنگاران اعلام کرد که به هیچ وجه خیال خودکشی در زندان را ندارد وجمهوری اسلامی ایران را مسئول تمامی ی اتفاقاتی دانست که برای او در زندان پیش بیاید. در خصوص سوال خبرنگاران مبنی بر نام شاه کلید و عالیجنابان خاکستری گفت که اگر کتاب هایش به دقت خوانده شود، اسامی ی آنها کاملا واضح است.
پس از آن که قوه قضائیه به دلیل توافقی که ظاهرا با دولت آلمان شده بود تاکید کرد که هیچ کدام از متهمان این پرونده به صرف حضورشان در کنفرانس برلین مجازات نخواهند شد، اتهامات گنجی نیز مانند دیگر متهمان این پرونده تغییر کرد. فهرست بلند بالای اتهامات گنجی شامل، اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، در اختیار داشتن اسناد سری ی دولتی، توهین به آیت الله خمینی و سایر مقام های عالیرتبه نظام، توهین به مقدسات و چند اتهام دیگر در پرونده قضایی ثبت شد.
گنجی مدتی پس از بازداشت که به گفته خود او در سلول انفرادی بوده است، در دادگاه انقلاب تهران، به ریاست قاضی حسن احمدی مقدس محاکمه و در اکثر موارد اتهامی مجرم شناخته شد و به 10 سال زندان همراه با 5 سال تبعید به منطقه دور افتاده و محروم بشاگرد محکوم شد. اما دادگاه تجدید نظر به ریاست قاضی علی بخشی، اتهامات وارده به گنجی را وارد ندانست و 15 سال را به 6 ماه کاهش داد. از موارد اتهامی ی گنجی که در این دادگاه رد شد، در اختیار داشتن اسناد سری بود که با شهادت سعید حجاریان مدیر مسئول روزنامه صبح امروز، مبنی بر این که این اسناد بولتن وزارت ارشاد بوده و در اختیار مدیران مسئول روزنامه ها قرار می گرفته و خود شخصا آن ها را به گنجی داده است منتفی شد.
پس از اعلام رای قاضی بخشی، عباسعلی علیزاده رئیس دادگستری استان تهران به عنوان مدعی العموم به رای صادره اعتراض کرد و خود نیز به عنوان رئیس شعبه یک دادگاه تجدید نظر تهران اقدام بهنقض حکم قاضی بخشی و صدور حکم 6 سال زندان برای گنجی کرد که محکومیت دوباره، مبنی بر در اختیار داشتن اسناد سری هم جزو آن بود. قاضی بخشی پس از این اتفاقات از سمت خود کنار رفت.
مجمع الجزایر زندان گونه، نخستین کتابی بود که گنجی در زندان نوشت.کتاب در چاپ اول خود در 1380، پس از سه روز از پخش، توسط حکم قوه قضائیه جمع آوری شد و حسن پویا مدیر نشر طرح نو در 5 خرداد 1381 به دادگاه احضار شد. دو دفترمانیفست جمهوری خواهی به فاصله دو سال از زندان خارج و در سایت های اینترنت قابل دانلود رایگان شد.
اواخر اردیبهشت 1384 دفتر دوم مانیفست جمهوری خواهی در سایت های اینترنت به چاپ رسید که در آن گنجی از مردم خواسته بود در انتخابات شرکت نکنند آن را تحریم کنند.
29 اردیبهشت 84، اکبر گنجی به علت برآورده نشدن مطالباتش(اعزام به بیمارستانی خارج از زندان اوین، برقراری ی مکالمات تلفنی همانند سایر زندانیان و عدم تبعیض در زمینه بر خورداری از مرخصی) دست به اعتصاب غذا زد. قوه قضائیه اعتصاب او را انکار و گنجی نیز اعلام کرد که حاضر است در اتاقی شیشه ای رو در روی خبرنگاران به اعتصاب غذای خود ادامه دهد. 4 خرداد 84 سید محمد خاتمی رئیس جمهور وقت پس از جلسه هیات دولت به خبرنگاران اعلام کرد که گنجی را مستحق وضعیتی که در آن قرار دارد نمی داند. 9 خرداد 1384 گنجی برای انجام معالجات از زندان آزاد شد و پس از چندی حرف هایی مبنی بر مرخصی ی نامحدود او از طرف برخی از مسئولان قوه قضائیه در مطبوعات به چاپ رسید.
17 خرداد 84 مامورینی با حکم توقیف گنجی از طرف قاضی مرتضوی به در خانه اش رفته و او را که در خانه نبود متواری اعلام کردند. 21 خرداد 84 اکبر گنجی خود به زندان بازگشت و اعلام کرد که دست به اعتصاب غذای نامحدودی می زند تا مطالباتش را به دست آورد.
8 تیر 84 (29 زوئن 2005) دولت آمریکا خواستار آزادی ی فوری و بدون قید و شرط گنجی از زندان شد و در 18 تیر 84 (9 زوئیه 2005) اتحادیه اروپا با انتشار بیانیه ای از مقام های ایرانی خواست تا گنجی را از زندان آزاد کنند.
21 تیر 84 ( جورج بوش خواستار آزادی ی گنجی شد و در همین روز حدود 200 نفر از کسانی که برای آزادی ی گنجی در مقابل دانشگاه تهران تجمع کرده بودند توسط پلیس ضرب و شتم شدند.
22 تیر 84 اولین سری از عکس های گنجی در سایت های اینترنتی منتشر شد که گفته می شد در سی و سومین روز اعتصاب غذا گرفته شده. سعید ابوطالب عضو ائتلاف آباد گران در مجلس، وضعیت گنجی را نگران کننده خواند و اعلام کرد که 5 نفر از نماینده گان برای دیدار با او به زندان می روند.
23 تیر 84 محمد علی ابطحی، مشاورخاتمی رئیس جمهور وقت، از تلاش و فعالیت مستقیم خاتمی و کمک رئیس قوه قضاییه برای آزادی ی گنجی خبر داد.
27 تیر 84 دادستان تهران اعلام کرد که گنجی برای جراحی ی مینیسک پای راستش، به بیمارستان میلاد منتقل شد. سعید مرتضوی ادعا کرد که گنجی اساسا در اعتصاب غذا نبوده و به صورت مرتب مواد غذایی و پروتئینی مصرف میکند.
30 تیر 84 رئیس قوه قضاییه گفت که عفو گنجی در حال بررسی ست. روزنامه کیهان ادعا کرد در پی توطئه ای شیرین عبادی و همسر گنجی از او خواسته اند اعتصاب غذا کند.
6 مرداد 84 اکبر هاشمی رفسنجانی که گنجی از منتقدان او است گفت: از آن چه می بینم در حال اتفاق افتادن است متاثرم و در این خصوص با شاهرودی صحبت کرده ام.
8 مرداد 84 همزمان با پنجاهمین روز اعتصاب غذای گنجی، دهها نفر در مقابل خانه او برای برپایی مراسم شب شعر و دعا گرد آمدند.
مهدی کروبی رئیس سابق مجلس اعلام کرد که از آیت الله خامنه ای خواسته است که در این مسئله میانجیگری کند.
عبدالفتاح سلطانی یکی از وکلای مدافع گنجی و زهرا کاظمی که دست به تحصن زده بود توسط عده ای با لباس شخصی بازداشت شد.
9 مرداد84 سری ی تازه عکس های گنجی که گفته می شد در چهل و ششمین روز اعتصاب غذایش در بیمارستان میلاد گرفته شده، در سایتهای اینترنتی منتشر شد. در این عکس ها گنجی بسیار لاغر و نیمه بیهوش است.
11 مرداد 84(2 آگوست 2005) آنجلیکا بی یر رئیس هیات نمایندگی ی پارلمان اروپا در امور ایران خواستار دیدار فوری با اکبر گنجی شد.
قاضی حسن احمدی مقدس معاون دادستان تهران و قاضی ی پرونده گنجی در خیابان بخارست تهران به ضرب گلوله مهاجم ناشناسی کشته شد.
12 مرداد 84 (3 آگوست 2005) وزارت خارجه فرانسه کاردار سفارت ایران در پاریس را احضار و خواستار آزادی ی گنجی شد.
معصومه شفیعی، همسر گنجی واقعه ترور قاضی مقدس را محکوم کرد.
13 مرداد 84 (4 آگوست 2005) هشت برنده جایزه نوبل طی نامه ای خواستار آزادی ی گنجی شدند.
14 مرداد84 (5 آگوست 2005) سر ریچارد دالتون سفیر بریتانیا در تهران خواستار ملاقات فوری با گنجی شد.
17 مرداد 84 دوستان و بستگان گنجی خبر از حمله 10 مرد و 2 مامور زن به خانه گنجی و ضرب و شتم همسر او دادند. به گفته آنان مامورین از این صحنه فیلم برداری کرده اند.
19 مرداد 84(10 آگوست 2005) شش تن از برندگان جایزه نوبل در رشته های شیمی و فیزیک به جمع هشت برنده دیگر جایزه نوبل پیوسته و خواستار آزادی ی گنجی شدند.
20 مرداد 84 حدود 250 نفر به مدت 3 ساعت در مقابل بیمارستان میلاد تجمع کرده و خواستار ملاقات با گنجی شدند.
24 مرداد 84 قاضی مرتضوی اعلام کرد که گنجی تظاهر به اعتصاب غذا می کند.
28 مرداد 84 (19 آگوست 2005) کوفی عنان دبیر کل سازمان ملل متحد با ارسال نامه ای به احمدی نژاد رئیس جمهور ایران، خواستار آزادی گنجی شد.
31 مرداد 84 معصومه شفیعی همسر اکبر گنجی اعلام کرد همسرش با دریافت وعده هایی مبنی بر حل مسئله او طی روزهای آینده، به اعتصاب غذای خود پایان داد.
13 شهریور 84 روابط عمومی ی بیمارستان میلاد اعلام کرد گنجی پس از مداوا و انجام بررسی های تکمیلی با حال عمومی ی خوب در 12 شهریور مرخص شده است.محمد سالار کیا، معاون دادستان تهران تایید کرد که گنجی به زندان بازگردانده شده تا دوران محکومیتش را به پایان برساند.
اندیشه های گنجی پس از به زندان رفتن تغییرات زیادی کرده است. لحن تندش ، گزنده تر و تیغ نقدش برنده تر شدند. اصلاحات را به سمت مشروطه کاری عبث و جمهوری خواهی را راه درست می داند. به زندان رفتن او نه تنها باعث عقب نشینی اش نشد که حرف ها و نامه ها و کتاب هایی که از او از زندان خارج شده، نشان از بی پروایی ی کامل نویسنده دارد.
گنجی ترس نقد هیچ کس را به خود راه نداده و در دفتر های مانیفست جمهوری خواهی و نامه هایش به دکتر سروش و آیت الله منتظری و غیره بالاترین سران نظام را به تیغ نقد کشیده است.
اصلاح طلبان زیادی سعی در آرام کردن او داشته و دارند تا جایی که محمد قوچانی، سردبیر روزنامه شرق طی سرمقاله ای افکار گنجی را در تنهایی ی زندان دچار تک بعدی نگری دانست و از قوه قضاییه خواست تا او را آزاد کنند تا فرصت نقد گفته هایش فراهم شود و اندیشه ی گنجی متعادل تر شود.
سری کتاب های "آسیب شناسی گذار به دولت دمکراتیک توسعه گرا" سلسله مقالاتی ست از آسیب های پیش روی دولت اصلاحات که گنجی در مطبوعات اصلاح طلب به چاپ رسانید که کتاب تلقی فاشیستی از دین و حکومت یکی از آنهاست.
کتاب شامل 3 بخش است. بخش اول و دوم سخنرانیها و مقالات گنجی ست درباره نوع نگاه به دین و حکومت، و حکومت دینی. و بخش سوم (پیوست ها) در رابطه با سخنرانی ی او در دانشکده علوم پزشکی شیراز است که منجربه اولین بازداشت و محاکمه او شد. نامه ها و مقالاتی که بر ضد او چاپ شد و جوابیه های گنجی در این خصوص.
مقالات کتاب نقطه تمرکز گنجی در زمینه سیاست را شامل می شود. هدفی که درهفته نامه راه نو و انتشارات صراط نیز اصل محوری بود.
کتاب شناسی:
از سری کتاب های "آسیب شناسی گذار به دولت دمکراتیک توسعه گرا":
تاریکخانه اشباح - عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری – اصلاح گری معمار گونه - تلقی فاشیستی از دین و حکومت
کتاب هایی که در زندان نوشت:
مجمع الجزایر زندان گونه - مانیفست جمهوری خواهی دفتر اول - مانیفست جمهوری خواهی دفتردوم
دیگر کتابها:
کیمیای آزادی (ذکریایی): دفاعیات گنجی در دادگاه کنفرانس برلین – نقدی برای تمام فصول: مصاحبه گنجی با عبدالله نوری ،با ضمیمه دفاعیات نوری در استیضاح خود در مجلس.
اکبر گنجی 26 اسفند 1384 بعد از 2244 روزحبس، از زندان آزاد، وساعت 22 توسط مامورین اوین تا خانه همراهی شد. سالار کیا معاون دادستان تهران ظهر همان روز اعلام کرده بود که گنجی با احتساب مرخصی های ایام بازداشت 10 فروردین 1385 آزاد می شود. یوسف مولایی وکیل گنجی گفت: به گنجی مرخصی تعلق گرفته و همزمان با اتمام مرخصی آزاد می شود.
گنجی با ظاهری بسیار متفاوت،با فشار خون 9 روی 6 و با وزن پایین 49 کیلو به خانه بازگشت.(وزن قبل از زندان: 79 کیلو)
گنجی در حضور خبرنگاران اعلام کرد که بدون قبول هرگونه پیش شرطی، با تمام وسایل از زندان آزاد شده و فعلا قصد معالجه کمر، پا و ضعف عمومی ی بدن خود را دارد.
27/12/84

2006/03/08

سفید برفی - دونالد بارتلمی


سفید برفی
نویسنده: دونالد بارتلمی
مترجم: نیما ملک محمدی
چاپ اول 1384
نشر مروارید
2300 تومان

.
دونالد بارتلمی در 7 آوریل 1931 در فیلادلفیا واقع در آمریکا متولد شد و در هوستون، مرکز ایالت تگزاس بزرگ شد. پدر او معماری صاحب سبک در کنا بزرگان معماری جهان بود.
دونالد بارتلمی در سال 1962 به خاطر سردبیری ی دو شماره از مجله هنری، ادبی ی هارولد روزنبرگ به نیویورک رفت و در آنجا ماندگار شد. او جوایز ادبی ی متعددی گرفته است که از آن جمله، بورس گوگتهایم و جایزه ی ملی ی کتاب را می توان نام برد.
بارتلمی در ادبیات معاصر آمریکا نویسنده ای تاثیرگذار و صاحب سبک به شمار می رود. احاطه بی چون و چرای او به ابزار زبان و به هجو کشیدن سیاست و تبلیغات، که آنها را باعث فساد زبان می داند، از ویژگی های اصلی ی نوشته های اوست.
بارتلمی مخالفین بسیاری دارد. عده ای او را زبان بازی می دانند که از محتوا بی خبر است، عده ای به نکته های غیراخلاقی ی آثارش هجوم می برند و عده ی دیگر طرفداران او را جوانان مو بلند و جین پوش می دانند.
دنیا ی داستانی ی بارتلمی منحصر به خود اوست. وقایعی عجیب و غیر قابل باور را چنان پرداخت می کند که گویی امری عادی ست. مثلا در داستان کوتاه "بچه"، پدری تصمیم به تنبیه بچه ی چند ماهه اش گرفته، و او را روزها دراتاق حبس میکند. خیالبافی ی بارتلمی از حقیقت هم پیشی گرفته.
رمان پسامدرن "سفید برفی (1967)" برگرفته شده از افسانه ی برادران گریم و فیلم انیمیشن سفید برفی، ساخته والت دیزنی ست، به سبکی کاملا غیر متعارف.
رمان "سفید برفی" نه تنها درموضوع و پرداخت، که درساختار و نام فصل ها نیز منحصر به فرد است. هر بخش نامی طولانی و توضیحی دارد، مانند : (( روان شناسی سفید برفی: در زمینه ترس، او از این ها می ترسد آینه - سیب - شانه آغشته به زهر )) وتازه بعد از پایان بخش اول کتاب، نوبت پرسشنامه ی نویسنده است با سئوالاتی از این دست که چه احساسی تا این جای داستان دارید؟ و یا چه انتظاری از کار یک هنرمند و ادامه این داستان؟
سفید برفی رمان شلوغی ست اما نظم داستان لحظه ای رها نمی شود. شخصیت ها در عین آنکه تازه اند و غریب، کاملا آشنا به نظر می رسند و واقع نمایانه پرداخت شده اند. یک نوع واقع نمایی ی بارتلمی وار.

2006/03/05

داستان های کوتاه کافکا - فرانتس کافکا


داستان های کوتاه کافکا
نویسنده: فرانتس کافکا
مترجم: علی اصغر حداد
چاپ اول زمستان 1384
نشر ماهی
8200 تومان

.
فرانتس کافکا متولد سوم ژوئیه 1883 در پراگ است. از سال 1901 تا سال 1906 نخست در زمانی کوتاه در رشته ی ادبیات آلمانی، و سپس در رشته ی حقوق تحصیل کرد و موفق به اخذ درجه دکترا در رشته ی حقوق گردید.
از سال 1907 تا زمان بازنشستگی (1922)، کارمند شرکت بیمه ی سوانح کارگری بود. در اواخر سال1917 نخستین علائم ابتلا به بیماری ی سل در او ظاهر شد و سر انجام در سوم ژوئن سال1924 در سن چهل و یک سالگی بر اثر همین بیماری به کام مرگ فرو رفت.
بنا بر وصیت کافکا، دوست او ماکس برود می بایست تمام نوشته های چاپ نشده اش را می سوزاند. ولی برود از این کار سر باز زد و آنها را به چاپ رساند. به این ترتیب ادبیات جهان وارد مسیر تازه ای شد.
از فرانتس کافکا چه می توان گفت، که هر چه بگویی از اهمیت آن باز هم کم گفته ای. دنیای منحصر به فرد او نوشته های نویسندگان زیادی را به سوی جهانی سراسر بهت و حیرت سوق داده.
دنیای نوشته های کافکا از منطقی خاص پیروی میکند. منطقی که با دنیای واقعی تنها در مفهوم یکی ست. دنیایی که در آن مردی بدون آنکه دلیلش را بداند، طی ی حکمی اعدام می شود و دیگری صبح که از خواب بیدار می شود به حشره عظیمی تبدیل شده است. جایی موجود ترسناکی بر بالای کنیسه ای ظاهر می شود، بی آنکه کسی اعتراض کند و جایی دیگر، سواری از اعصار تاریخ شمشیرش را بر پشت مردی از حالای زمان جا می گذارد، بدون آنکه خونی ریخته شود . به راستی کم است تعداد نویسنده گانی که چون کافکا بر ادبیات و نوشتن تاثیری تا بدین حد گذاشته اند. نویسنده ای که خاص دنیای مدرن است و ذهنیت انسان رها شده عصر مدرن را اینچنین ملموس به کلمه تبدیل کرده. دلهره، اضطراب، وحشت، وامانده گی و ترس از ناشناخته ها در تمامی ی نوشته های او به چشم می خورد. حتی در نامه هایی که برای معشوقه هایش فرستاده و یا در رمان آمریکا، که به مراتب واقع نما ترین داستان اوست.
نکته ای که بیش از همه چیزها برای من از کافکا جلب توجه می کند، نا تمام ماندن همه رمان های او، یعنی سه رمان آمریکا، محاکمه و قصر است. رمان هایی که گویی باید نیمه تمام می ماندند. پایان شناخت سرزمین رویایی ی آمریکا، چگونگی ی کنار آمدن مردی با محاکمه ی خود در حالی که علتلش را نمی داند، و کشف مردی از قصری مرموز که تا به حال کسی قدم در آن نگذاشته، چیزهایی ست که گویی باید در ذهن مخاطب جریان پیدا کنند. کاری که در رمان های پست مدرن به وفور انجام می شود. و باز نا تمام ماندن آنها، شاید این نکته را به ادبیات قرن بیستم گوشزد کرد که دوران رمان های توصیفی و تفصیلی به پایان رسیده است.
می توان گفت تقریبا تمامی ی آثار کافکا به زبان فارسی ترجمه شده. از یادداشتهای روزانه اش، نامه هایش، داستان ها، رمان ها، و هر چه بر صفحه کاغذ نوشته است. اما کتاب داستان های کوتاه کافکا (نشر ماهی) به ما نشان داد، تر جمه هایی که از کافکا در بازار کتاب ایران موجود است، نه تنها کامل نیست بلکه پر ایراد نیز هست. علی اصغر حداد، این کهنه کار در زمینه ترجمه ادبیات آلمانی زبان، به سراغ کافکا رفته تا ما از خواندن داستان های کافکا از برگردان آلمانی با ترجمه پاکیزه و درست او لذت تام ببریم. امید آن که باقی ی کارهای کافکا را نیز به فارسی برگرداند تا مشکل ترجمه های یکی از شاخص ترین نویسنده گان قرن بیستم در زبان فارسی بر طرف شود.
این کتاب با شش کتاب مرجع کافکا مطابقت داده شده و در پنج بخش تنظیم شده است 1- آثاری که در زمان حیات کافکا منتشر شده 2- آثاری که کافکا به طور پراکنده در مجلات ادبی منتشر کرد 3- آثاری که پس از مرگ کافکا منتشر شدند 4- تمثیل ها و پارادوکس ها 5- پیوست ها. به علاوه سال شمار زندگی و عکس های او به همراه نقدی بر کافکا از گونتر آندرس.
کتاب داستان های کوتاه کافکا (نشر ماهی) کتابی ست که نه تنها دوستداران و محققان کار کافکا، که تمامی ی علاقه مندان به مطالعه ادبیات دیر یا زود آن را در کتابخانه شان قرار می دهند.
.
( گذاشتن داستانی از این مجموعه خالی از لطف نيست. )
.
پل - فرانتس کافکا - علی اصغر حداد - صفحه 411
پلی بودم سخت و سرد، گسترده به روی یک پرتگاه. این سو پاها و آن سو دست هایم را در زمین فرو برده بودم، چنگ در گل ترد انداخته بودم که پا بر جا بمانم. دامن بالاپوشم در دو سو به دست باد پیچ وتاب می خورد. در اعماق پرتگاه، آب سرد جویبار قزل آلا خروشان می گذشت. هیچ مسافری به آن ارتفاعات صعب العبور راه گم نمی کرد. هنوز چنین پلی در نقشه ثبت نشده بود. بدین سان، گسترده بر پرتگاه، انتظار می کشیدم، به ناچار می بایست انتظار می کشیدم. هیچ پلی نمی تواند بی آن که فرو ریزد به پل بودن خود پایان دهد.
یک بار حدود شامگاه - نخستین شامگاه بود یا هزارمین، نمی دانم -، اندیشه هایم پیوسته در هم و آشفته بود و دایره وار در گردش. حدود شامگاهی در تابستان، جویبار تیره تر از همیشه جاری بود. ناگهان صدای گام های مردی را شنیدم! به سوی من، به سوی من. - ای پل، اندام خود را خوب بگستران، کمر راست کن، ای الوار بی حفاظ، کسی را که به دست تو سپرده شده حفظ کن. بی آن که خود دریابد، ضعف و دودلی را از گام هایش دور کن، واگر تعادل از دست داد، پا پیش بگذار و همچون خدای کوهستان او را به ساحل پرت کن.
مرد از راه رسید، با نوک آهنی عصای خود به تنم سیخ زد؛ سپس با آن بالاپوشم را جمع کرد و به روی من انداخت. نوک عصا را به میان موهای پر پشتم فرو برد و در حالی که احتمالا به این سو و آن سو چشم می گرداند، آن را مدتی میان موهایم نگه داشت. اما بعد - در خیال خود می دیدم که از کوه و دره گذشته است که - ناگهان با هر دو پا به روی تنم جست زد. از دردی جانکاه وحشت زده به خود آمدم، بی خبر از همه جا. این چه کسی بود؟ یک کودک؟ یک رویا؟ یک راهزن؟ کسی که خیال خودکشی داشت؟ یک وسوسه گر؟ یک ویرانگر؟ سپس سر گرداندم که او را ببینم. - پل سر می گرداند! اما هنوز به درستی سر نگردانده بودم که فرو ریختنم آغاز شد، فرو ریختم، به یک آن از هم گسستم و قلوه سنگ های تیزی که همیشه آرام و بی آزار از درون آب جاری چشم به من می دوختند، تنم را پاره کردند.

2006/03/04

کبوتر - پاتریک زوسکیند


کبوتر
نویسنده: پاتریک زوسکیند
مترجم: ندا درفش کاویانی
چاپ اول 1384
نشر آهنگ دیگر
1200تومان
.
پاتریک زوسکیند فیلمنامه نویس و داستان نویس، در 26 مارس 1949 در شهر آمباخ آلمان به دنیا آمد.
مشهورترین اثرش - عطر- تاکنون به بیش از 20 زبان دنیا ترجمه شده و در دهه 1980 پرفروش ترین کتاب آلمان بود. زوسکیند داستان کبوتر را در1987 نوشت.
شخصیت داستان جاناتان نوئل، پیرمردی منزوی ست با بیش از 50 سال سن که کاری به کار وقایع اطراف خود ندارد و همه چیز را برای خرده آسایشی که برای خود ساخته می خواهد.
نوئل نماد زندگی ی ماشینی و مصرف گراست. نماد آدمی ست بی هدف که همه چیز را در آسایش اتاقش مب بیند. دنیا را دید تنگ نظرانه خود می بیند و حاضر به دیدن و کشف هیچ چیز تازه ای نیست. آدمی ست که به خاطر ضربه ای در زندگی به کنج عزلت رفته و مانند ساعت زنندگی میکند و هدف دیگری در زندگی ندارد مگرجایی که راحت بخوابد. کار جاناتان نوئل سی سال بدون تغییر: هر روز بر پله مرمرین جلوی در اصلی ی بانک، صبح از ساعت 9 الی 13 و عصر ازساعت 14:30 الی 19:30 بر جای خود میخ کوب بایستاد، درست مثل ابوالهول( زیرا در یکی از کتاب هایش مطالبی در مورد ابوالهول خوانده است ).
اوج تفکر نوئل درباره کار روزانه اش از این قرار است که تا زمان باز نشستگی 75 هزار ساعت را روی این سه پله مرمرین می ایستد و تا به حال 55 هزار ساعت را سپری کرده است. پس مطمئنا در تمامی ی پاریس (حتی در فرانسه) بی شک او تنها کسی ست که در یک محل به مدت بسیار طولانی ایستاده است. نه عطر پشت گردن مادام توپل، نه مهربانی ی پیشخدمت مادام روکار، و نه خدمت سربازی در هندو کش نتوانسته در روحیه این مرد تغییری ایجاد کند تا اینکه به نقل از اولین جمله شروع داستان:
(( کبوتر که سر راهش قرار گرفت، یک باره زندگی اش تغییر یافت. ))

کمدیهای کیهانی - ایتالو کالوینو



کمدیهای کیهانی
نویسنده: ایتالو کالوینو
مترجم: موگه رازانی
چاپ اول 1380
نشر کتاب نادر
1400 تومان

.
ایتالو کالوینو متولد 15 اکتبر 1923 در روستایی به نام سانتیاگو دی لاس وگاس در حوالی ی هاوانا واقع در کوبا به دنیا آمد و در ماه اکتبر 1985 در ایتالیا به سن شصت و دو سالگی ودر شب پیش از سفرش به آمریکا برای ایراد یک رشته سخنرانی در زمینه ادبیات در دانشگاه هاروارد از دنیا رفت. یادداشت هایی که از این سخنرانی به جا مانده یک سال پس از مرگش با عنوان" یادداشتهایی برای هزاره بعدی" منتشر شد.
کالوینو از همان کودکی به همراه پدر و مادر گیاه شناسش به ایتالیا رفت. در جوانی نخست در جنگ جهانی دوم و بعد در نهضت مقاومت ایتالیا علیه فاشیسم جنگید و نخستین آثارش را با الهام از خاطرات همین دوره با شیوه نئورئالیستی نوشت. در اواخر دهه 1960 به پاریس رفت و در اولیپو (کارگاه ادبیات بالقوه) پذیرفته شد، و داستان هایی تحت تاثیر تفکر این گروه به چاپ رساند. کالوینو نویسنده ایست که در سبک های گوناگونی داستان پردازی کرده و کتابهایی هم در زمینه نقد ادبی نگاشته. اما یک چیز در نوشته های او ثابت است: نوشته های او کاملا کالوینویی ست.
ایتالو کالوینو نویسنده ایست مبدع و نوآور. خلاقیت او در قصه نویسی، از موضوع داستان تا طرح و چگونگی ی پرداخت آن اعجاب آور است. رولان بارت او را با بورخس به دو خط موازی تشبیه کرده و از او به عنوان نویسنده ای پست مدرن نام می برد. کالوینو نویسنده ایست که که جایی چنان روشن همه چیز را (از جنگ و خونریزی تا مراسم تشریفات پادشاهی و عشق و عاشقی را) به طنز می گیرد و جایی دیگر جهانی خلق می کند سراسر راز و ابهام، شهر هایی که مارکوپولو وار در می نوردیم و هر کام را چون صندوقی می بینیم در افسانه های هزار و یک شب که پر از جواهراتی ست که نویسنده برایمان ارمغان آورده. شروع داستان "اگر شبی از شبهای زمستان مسافری" گویای احاطه او بر شیوه داستان گویی مدرن است. البته شیوه ای که مخصوص خود اوست: (تو داری شروع به خواندن داستان جدید ایتالو کالوینو، اگر شبی از شبهای زمستان مسافری می کنی. آرام بگیر، حواست را جمع کن).
کمدیهای کیهانی از عجیب وغریب ترین و مثال زدنی ترین کتاب های کالوینو است. اوج خلاقیت و پرواز فکر او خواننده را به هیجان و حیرت می رساند. تخیل بی پروای کالوینو در جمع مباحث علمی و جذابیت داستان نویسی، راه ها و شیوه های کاملا تازه ای پیش چشم هنرمندان قرار داده. آنجا که بحثی علمی را در شرح کهکشانها و ساخته شدن ماده جدید بیان می کند ، و بعد داستان را زبان شخصیت داستان می شنویم که با دوستش روی منحنی ی فضا با اتم تیله بازی می کنند.
و یا داستانی که بعد از چند خطی در باب فاصله کهکشانها با این جملات شروع می شود: (یک شب مثل همیشه با تلسکوپ به آسمان نگاه می کردم، متوجه شدم که از کهکشانی به فاصله صد میلیون سال نوری، یک تکه مقوا سر بر آورد. روی آن نوشته شده بود: < دیدمت> ).
هر داستان با چند خطی درتوضیح یک بحث علمی آغاز و با داستانی درباره آن بحث علمی ، اما کاملا ذهنی و انتزاعی به پایان میرسد. نگاه انسانی کالوینو در خلق داستان ها ستایش برانگیز است. به قول موگه رازانی مترجم همین کتاب: (کمدیهای کیهانی اثری ست که در داستان های آن، اینشتین، یاکوبسن، هگل، و سیبرنتیک به دیدار هم میآیند. جایی که تخیل نیرومند، طنز پاک و توجه به واقعیت و تاریخدر هم آمیخته است. این کتاب را با آثار تخیلی مارکز و بورخس مقایسه کرده اند. اما کمدیهای کیهانی منحصر به فرد است. مطلقا ظریف، مطلقا دلنشین، و مطلقا مدرن.)
خواندن این کتاب را حتی به تعویق نیاندازید.
گزیده کتابشناسی:
"کتابهای به رنگ آبی، کتابهایي ست که به زبان فارسی ترجمه شده است."
جاده لانه های عنکبوت ( 1947) - کلاغ آخر داستان می آید ( 1959) - ویکنت دو نیم شده (1952 ) - بارون درخت نشین (1957 ) - شوالیه ناموجود (1959 ) - گرد آوری افسانه ها (1956) - بورس بازی ی ساختمان (1965) - کمدیهای کیهانی (1965) - ت نقطه دار(1967) - افسانه قصر سرنوشت های متقاطع (1969) - شهرهای نامرئی (1972) - پالومار(1983) - اگر شبی از شبهای زمستان مسافری (1983) - یادداشتهایی برای هزاره بعدی (1986).

2006/03/01

نقطه ضعف - آنتونیس ساماراکیس



نقطه ضعف
نویسنده: آنتونیس ساماراکیس
ترجمه: پرویز کلانتری
چاپ اول (ویراست دوم) پاییز 1380
نشر آگه
1200 تومان
.
ساماراکیس متولد 16 اوت 1919 درآتن، یونان. در دوران اشغال یونان به نازی ها به جبهه ملی پیوست. در ماه ژوئن 1944 توسط نازی ها دستگیر و به مرگ محکوم شد، ولی موفق به فرار از زندان شد و تا اکتبر 1944، یعنی آزادی یونان مخفیانه زندگی کرد.
برنده جایزه (12 نفر) مشهور ترین جایزه ی ادبی یونان در 1966 و جایزه بزرگ ادبیات جنایی - پلیسی 1970 در فرانسه به خاطر رمان " نقطه ضعف" . در سال 1982 به خاطر مجموعه آثارش جایزه ادبی ی اروپالیا ( رقابت در عرصه ادبیات اروپایی ) را دریافت کرد.
نقطه ضعف از آن دسته رمانهای با ارزشی ست که با خواندن 2 یا 3 صفحه اش ديگر نمي شود کتاب را زمین گذاشت. روايت داستاني‌اش سراسر تعلیق و کنجکاوی ست. ساماراكيس شخصيت‌ها، كنش‌ها، ايجاد رابطه و پيشبرد داستان را بسيار خوب انجام مي‌دهد. گر چه به شخصه با پایان داستان میانه خوبی ندارم و آن را یکباره می دانم. اما پایانی دیگر به گونه ای که تعلیق داستان لطمه ای نخورد در ذهن سراغ ندارم. ساماراکیس به گونه ای داستان را پیش می برد که گویی پازلی ست که تا تمام قطعات آن را نچینی از شکل ومحتوایش سر در نمی آوری.
متاسفانه این کتاب در ایران با استقبال کمی مواجه شده. از بین دوستان دور و نزدیکم تعداد بسیار کمی را سراغ دارم که نقطه ضعف را خوانده باشند. کتابی‌ست منزوی، در گوشه قفسه کتابفروشی ها که اگر خوانده باشی اش باهر بار ديدنش ذوق‌زده خواهي شد. پیشنهاد می کنم حتما این کتاب را بخوانید تا تجربه ای جادویی با هنر رمان از سر بگذرانید.
دیدگاه برخی نویسندگان درباره رمان "نقطه ضعف" :
لوئیس بونوئل: از این رمان خیلی خوشم آمد. ساختار آن در عین حال که داستانی ست سینمایی هم هست
گراهام گرین: یک شاهکار واقعی!
ایگناتسیو سیلونه: شاهکاری به تمام معنی در نوع خود!
ژرژ سیمون: اثری عالی! این رمان با عمق پیامش مرا مسحور خود کرده است، در همان حال که با تکنیک زیرکانه و استادانه اش به هیجانم کشانده است.
آندره مالرو: شورانگیز ترین علاقه ام را نثار این رمان می کنم.
آرتور میلر: اثری تکان دهنده!
آرتور کستلر: رمانی با هنری استثنایی.

فره ایزدی - ابوالعلاء سود آور


فره ایزدی درآیین پادشاهی ایران باستان
نویسنده: ابوالعلاء سود آور
چاپ اول 1384
نشر نی
2000 تومان

.
ابوالعلاء سود آور محقق برجسته ایرانی باز هم برای حل یک مشکل تاریخی نه به نوشته ها و مدارک کتبی که به مطالعه تصاویر روی آورده. پیش از این روش او را در" کتاب هنر دربارهای ایرانی" دیده ایم.
دیده ایم چگونه تصاویر را راز گشایی کرده و به هم مرتبط می کند تا واقعیتی پنهان را از دل تاریخ بیرون آورد. خود او می گوید: "در فرهنگی که نوشته کمیاب است و چون یافت شود، گنگ است و نارسا، مدرک عینی، همچون مدرک کتبی سودمند است و قابل استفاده برای تعبیر وقایع گذشته و شناخت باور های پیشینیان."
کتاب فره ایزدی در 4 بخش نوشته شده: 1- نمادهای فر 2- تعبیری از نقوش 3- نمادهای قدرت در امپراطوری 4- جنبه های دو گانگی فر. با 120 تصویر از نقوش و تصاویر تاریخی که هر یک با دقت و جزئیات در راه حل بحث مورد نظر کتاب بررسی می شود.
سود آور در پیش گفتار کتاب آورده: "فره ایزدی، یکی از ارکان مهم پادشاهی است و لازمه قدرت و فرمانروایی. نمایانگر تایید الهی ست و موید مشروعیت حکومت. در ادب فارسی، به کرات از فر پادشاهان سخن رفته و در بررسی های تاریخ، به دفعات موضوع آن مطرح شده است. با وجود این، جای تعجب دارد که تا کنون چندان توجهی به نمادهای فر نشده است و علا یم گوناگون آن مورد مطالعه قرار نگرفته اند."
سود آور درباره چگونگی تفویض حکومت از جانب پروردگار به حاکم در اندیشه های ایرانی نکات جالبی را بیان میکند. نکاتی که امروز هم کاربرد اساسی دارند. اگر می خواهید درباره دستار یا هر گونه پارچه مقدسی که بر شانه یا روی سر می گذارند و یا نقطه های دور تا دور سکه ها بیشتر بدانید حتما این کتاب ارزشمند را مطالعه کنید.